مسافر
19 آذر 1391 توسط قاسمي
مي دوني وقتي خدا داشت بدرقه ام مي كرد چي بهم گفت؟
جايي كه مي ري مردمي داره كه ميشكننت نكنه قصه بخوري من همه جا باهاتم ،
تو تنها نيستي ، تو كوله بارت عشق ميذارم كه بگذري ، قلب مي ذارم كه جابدي ،
اشك مي دم كه همكاريت كنه و مرگ كه بدوني باز برمي گر… بیشتر »